خواهرزاده گرامی طلبه بسیجی کربلایی محمدصالح حق نیاز جانسوز فرزند مجید، در پنج خرداد سال 1382 خورشیدی در شهر تهران به دنیا آمد. وی برای فراگیری تحصیلات حوزوی در سال 1396ش. وارد حوزه علمیه دارالسلام تهران شد و سرانجام در صبح شنبه روز 28 اردیبهشت سال 1398ش. بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت و روز بعد در قطعه 324 (ردیف 94- شماره 48) گورستان بهشت زهرا تهران در خاک آرمید. در مراسم تشییع، تدفین و همچنین سوگواری او حجت الاسلام و المسلمین حاج حسین اسکندری رئیس حوزه علمیه و سایر اساتید و طلاب حوزه علمیه دارالسلام و بسیاری از سرلشکران، امیران و سرتیپان و سایر درجه داران نیروی زمینی ارتش و اهالی شهرک شهید فلاحی و ساکنان اطراف آن حضور داشته اند.

   وی دو روز قبل از فوتش کارت اهدای عضو را گرفته بود و پس از مرگ وی در اقدامی خداپسندانه و با رضایت خانواده اش که نشان از ایثارگری و گذشت دارد، با اهدای قرنیه چشم، کشکک زانو، استخوان‌های پا و مغز استخوان او به چهار نفر از هموطنان امید زندگی دوباره بخشیده شد.

وصیت نامه  

    محمدصالح حق نیاز هفت ماه قبل از فوتش بنابر احتمالی که به شهید شدن خویش می داد، وصیت نامه ای نوشت که متن آن در زیر آورده می شود:

   اینجانب محمدصالح حق نیاز به یگانگی خدا و حقّانیت رسولش و امامت دوازده معصوم شهادت می دهم. با عرض سلام خدمت پدر و مادرم و تمام شیعیان چند خواسته داشتم در زندگی، که می خواهم بعد من از شما بخواهم:

1- که همیشه و در همه جا امر به معروف و نهی از منکر کنید و دیگران هم به این کار خداپسندانه دعوت کنید.

2- تا می توانید مردم را به راه خدا دعوت کنید [تا] مثل [طلاب] حوزه علمیه تربیت شده [بشوند].

3- در زندگی خودمان و دیگران تا می توانید [با] صدای بلند بحث نباشد، چون فرشته ها از آن جا می روند.

  از مادرم و پدرم خیلی عذرخواهی می کنم چون خیلی عذیّت [اذیت] کردمشان و همچنین از برادرم. من خیلی حقّ الناس دارم اگر پولی در حساب یا جایی دیگر دارم از آن ور دارید و خرج حقّ الناس هایم کنید. وسایل [و] لباس هایم را به [برادرم] محمدطاها دهید و لباس های سیاه چفیه هایم را به محمدطاها دهید. در مراسم که برای من می خواهید بگیرید زیاد خرج نکنید و آن پول را نگه دارید و یک شب نذری امام حسین [ع] بدهید. من راضی نیستم مادرم در مراسم زیاد گریه کند و جلوی چشم زنان و مردان باشد و همچنین پدرم چون من به خانه ی ابدی رفتم و خوشحال باشید.

   محمدطاها جان بعد از من امکان دارد پدر و مادر کمی بشکنند، تو باید به جای من هم از آن ها مراقبت کنی و احترامشان را بدار. و اگر برای شما زحمتی نیست من را در وادی السلام [نجف اشرف] دفن کنید. و اگر هم که شهید شدم در راه اسلام و مسلمین بوده و شما برای من طلب عافیت کنید و مثل حضرت زینب صبور باشید؛ چون کاری که من کردم در مقابل امام حسین [ع] یک به ملیون [میلیون] است. حلالم کنید.

   و صل الله علی محمد و آل محمد. 15/8/97.

   خدایش بیامرزد. پاک آمد، پاک و بخشنده رفت و آلوده دنیا و ما فیها نشد.  

منبع : شهر باران |طلبه بسیجی محمدصالح حق نیاز
برچسب ها : محمدصالح ,علمیه ,حوزه ,خیلی ,هایم ,مادرم ,حوزه علمیه ,دعوت کنید ,امام حسین ,وصیت نامه ,طلاب حوزه ,حوزه علمیه دارالسلام